خانه دوست

سلام به همه دوستان گلم از بابت تاخیر خیلی معذرت می خوام

اما این بار با نیایش دل شیدا اومدم ،دلی  که خسته بشو نیست دلی که بارها به در بسته خورده اما باز یادش اومده همیشه یه در باز به نام خدا وجود داره

نیایشش مال سهراب هستو  این دل شیدا هم معلومه که مال خودمهدل شکستهچشمک

نیایش

 

نور را پی مودیم،دشت طلا را در نوشتیم.

افسانه را چیدیم،.پلاسیده فکندیم.

کنار شن زار،آفتابی سایه بار مارا نواخت.درنگی کردیم.

بر لب رود پهناور رمز ،رویاها را سر بریدیم.

ابری رسید،وما دیده فرو بستیم.

ظلمت شکافت،زهره را دیدیم،وبه ستیغ بر آمدیم.

آذرخشی فرود آمد،و ما را در نیایش فرو دید.

لرزان،گریستیم،خندان،گریستیم.

رگباری فرو کوفت :از در همدلی بودیم.

سیاهی رفت،سر به آبی آسمان سودیم ،در خور آسمان ها  شدیم.

سایه را به دره  رها کردیم.لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم.

 

سکوت ما به هم پیوست و ما ،"ما" شدیم.

تنهایی ما تا دشت طلا دامن کشید.

آفتاب از چهره ما ترسید.

دریافتیم ،وخنده زدیم.

نهفتیم و سوختیم.

هر چه بهم تر ،تنها تر شدیم.

از ستیغ جدا شدیم:

من به خاک آمدم، وبنده شدم.

تو بالا رفتی، و خدا شدی.

                                                        سهراب

 

دل شیدا

 

دلا دل به دلدار دوختن تا به کی

آتش اندر جان افروختن تا به کی

 

در فراغ یار سوختن تا به کی

بر در خانه یار کوفتن تا به کی

 

دلا در پی عشق دویدن تا به کی

قصه عشق را بارها شنیدن تا به کی

 

می دانم نسیم زلف یار چه عطری دارد

اما در کوی یار اسیری تا به کی

 

در گوش فلک بی پروا،زعشق گفتی

هر شب به هوای دیدن یار خفتی

 

دل من ز چه رو در به دری

سالهاست در پی  درد سری

 

از آتش خاکستری به جا مانده همیشه

خدایا این چه عشقیست که خاکستر نمیشه؟

خدا یا،جز در به دری عشق را چه سود؟

نمیدانم حکمت این در به دری در چه بود؟

 

                                                 خودم (گمشده)

 

 

پیشاپیش ترم جدیدو به دانشجویان عزیز تبریک و در ضمن تسلیت میگم امید وارم خیییلی زود فارغ التحصیل بشین.این ترم پوستم کندست اما سعی میکنم آپ داشته باشم

مثل همیشه

 

هر کجا هستم باشم،

آسمان مال من است.

پنجره ،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است

منتظر نظراتتون هستم

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢٤ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط سعید نظرات () |


Design By : Night Skin