خانه دوست

دوستان عزیز سلام

میخواستم یه نکته رو بگم که این وبلاگ

به www.khaneydost.blogfa.com

تغییر کرد

منتظرتون هستم

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٤ساعت ۱:٢٧ ‎ب.ظ توسط سعید نظرات () |

سلام به دوستان گلم بعد از مدت ها گفتم بیام آپ کنم دلم واستون تنگ شده بود

یاد یه آهنگ افتادم که میگفت:

اینجا غروبه نازنین                دنیا دروغه نازنین

توشهر غربت زندگی            چه بی فروغه نازنین

خلاصه دل آدم میگیره از خیلی چیزا مثل آدمایی که خوابند و نمیخوان درست اطرافشونو ببینن

واسه این آپ چندتا جمله از شهید دکتر علی شریعتی مینویسم

"جهان را ما ، نه آنچنانکه واقعا هست می بینیم ، جهان را ما آنچنانکه ما واقعا هستیم ، می بینیم"

"بشر » یک بودن است و «انسان » یک شدن"

"زنده بودن را به بیداری بگذرانیم که سالها باید به اجبار خفت"

"بمانیم تا کاری کنیم نه کاری کنیم تا بمانیم"

سخنان و حرف ها زیاد است اگر دوست داشتین هر بار یه چند جمله واستون میگذارم تا شاید تلنگر باشد

امیدوارم خوب و خوش و سلامت باشید و درسا هم اذیتتون نکننچشمک

هر کجا هستم باشم

پنجره فکر هوا عشق زمین مال من است

منتظر نظرتون هستم

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱۳ساعت ۱۱:٥۳ ‎ق.ظ توسط سعید نظرات () |

سلام به همه دوستان گلم از بابت تاخیر خیلی معذرت می خوام

اما این بار با نیایش دل شیدا اومدم ،دلی  که خسته بشو نیست دلی که بارها به در بسته خورده اما باز یادش اومده همیشه یه در باز به نام خدا وجود داره

نیایشش مال سهراب هستو  این دل شیدا هم معلومه که مال خودمهدل شکستهچشمک

نیایش

 

نور را پی مودیم،دشت طلا را در نوشتیم.

افسانه را چیدیم،.پلاسیده فکندیم.

کنار شن زار،آفتابی سایه بار مارا نواخت.درنگی کردیم.

بر لب رود پهناور رمز ،رویاها را سر بریدیم.

ابری رسید،وما دیده فرو بستیم.

ظلمت شکافت،زهره را دیدیم،وبه ستیغ بر آمدیم.

آذرخشی فرود آمد،و ما را در نیایش فرو دید.

لرزان،گریستیم،خندان،گریستیم.

رگباری فرو کوفت :از در همدلی بودیم.

سیاهی رفت،سر به آبی آسمان سودیم ،در خور آسمان ها  شدیم.

سایه را به دره  رها کردیم.لبخند را به فراخنای تهی فشاندیم.

 

سکوت ما به هم پیوست و ما ،"ما" شدیم.

تنهایی ما تا دشت طلا دامن کشید.

آفتاب از چهره ما ترسید.

دریافتیم ،وخنده زدیم.

نهفتیم و سوختیم.

هر چه بهم تر ،تنها تر شدیم.

از ستیغ جدا شدیم:

من به خاک آمدم، وبنده شدم.

تو بالا رفتی، و خدا شدی.

                                                        سهراب

 

دل شیدا

 

دلا دل به دلدار دوختن تا به کی

آتش اندر جان افروختن تا به کی

 

در فراغ یار سوختن تا به کی

بر در خانه یار کوفتن تا به کی

 

دلا در پی عشق دویدن تا به کی

قصه عشق را بارها شنیدن تا به کی

 

می دانم نسیم زلف یار چه عطری دارد

اما در کوی یار اسیری تا به کی

 

در گوش فلک بی پروا،زعشق گفتی

هر شب به هوای دیدن یار خفتی

 

دل من ز چه رو در به دری

سالهاست در پی  درد سری

 

از آتش خاکستری به جا مانده همیشه

خدایا این چه عشقیست که خاکستر نمیشه؟

خدا یا،جز در به دری عشق را چه سود؟

نمیدانم حکمت این در به دری در چه بود؟

 

                                                 خودم (گمشده)

 

 

پیشاپیش ترم جدیدو به دانشجویان عزیز تبریک و در ضمن تسلیت میگم امید وارم خیییلی زود فارغ التحصیل بشین.این ترم پوستم کندست اما سعی میکنم آپ داشته باشم

مثل همیشه

 

هر کجا هستم باشم،

آسمان مال من است.

پنجره ،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است

منتظر نظراتتون هستم

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/٢٤ساعت ٥:۳٦ ‎ب.ظ توسط سعید نظرات () |

سلام

به نام خدایی که همین نزدیکیست

چند وقتی دلم خیلی گرفته بود دل و دماغ آپ کردنو نداشتم ببخشید  و بازم سهراب با شعر سراب و یه شعر از خودم به نام رویا

سراب

 

آفتاب است و،بیابان چه فراخ!

نیست در آن نه گیاه و نه درخت.

غیر آوای غرابان ،دیگر

بسته هر بانگی از این وادی رخت.

 

 

در پس پرده ای از گرد وغبار

نقطه ای لرزد از دور سیاه:

چشم اگه پیش رود، می بیند

آدمی هست که می پوید راه.

 

تنش از خستگی افتاده ز کار.

بر سر و رویش بنشسته غبار.

شده از تشنگی اش خشک گلو.

پای عریانش مجروح ز خار.

 

هر قدم پیش رود پای افق

چشم او بیند دریایی آب.

اندکی راه چو می پیماید

می کنه فکر که میبیند خواب.

 

                                        سهراب

 

رویا

... 

توی ایون یه رویا

بوی نم بوی اقاقی

لحظه روییدن تو

می بینی چه اتفاقی!

 

 

ساده و سبز و بی بهونه

پا گرفتی تو وجودم عاشقونه

دل من می خواست توی رویامون بمونه

از قشنگی توی دنیامون بخونه

  تو رو به یاس و به پونه

 نزار تو حسرت بمونه

                                        خودم

و باز هم

هر کجا هستم باشم،

آسمان مال من است.

پنجره ،فکر،هوا،عشق،زمین مال من است

منتظر نظراتتون هستم

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۳ساعت ۱۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط سعید نظرات () |


Design By : Night Skin